مؤلف مجهول
58
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
اينكه ايشان خويشتن بدان بفروختند و ديگر گفت خويشتن بدان گروگان كردند ، و ديگر گفتند بد چيزا كه خود را خريدند وز بهر خود گزيدند ، يعنى كه جادوى لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 96 ) لو علموا حقيقة العلم ما اختاروهم . گفت اگر ايشان راستى بدانندى كه ايشان را ازين جادوى چه زيانها خواهد داشت ، نگزينندى جادوى را ، و نياموزندى وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا يعنى اليهود آمنوا بالله و كتبه و رسله و اتقوا و الشرك « 1 » و الكفر لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لكان ثوابهم عند الله خيرا من السحر گفت اگر ايشان كه جهوداناند بگروندى به محمد - صلّى اللّه عليه و سلم - و به كتاب او و به كتابهاى ديگر « 2 » كه « 3 » ايشان را از خداى عز و جل پاداش به ازين جادوى باشدى و آنچه بر جادوى مىيابند لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 97 ) لآمنوا اگر بدانندى كه چونين است بگروندى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا هذا حكم آخر اين حكمى ديگرست گفت اى مؤمنان پس ازين پيش پيغامبر آييد - صلّى اللّه عليه و سلّم - مرو را مگوييد كه راعنا ، و اينچنان بود كه اين راعنا اندر لغت عرب سخونى نيكو بودى ، يكى مر يكى را گفتى ، در من نيوش ، هوش سوى من دار تا چه گويم [ 45 ] ترا ، اما اين راعنا به لغت جهودان سخونى زشت بودى ، دعاى بد بودى ، تفسيرش چنان بودى كه بشنو كه مشنو يا پدهر « 4 » و زندگانى ( ؟ ) . روزى اين جهودان درآمدند به نزد پيغامبر ما - صلّى اللّه عليه و سلّم - بشنيدند كه مؤمنان او را گفتند كه راعنا . چون بيرون شدند ، يكديگر را گفتند ، تا
--> ( 1 ) . ظ : اتقوا الشرك . ( 2 ) . ظاهرا « كه » زايد مىنمايد . ( 3 ) . حاشيه : و بپرهيزندى از مشركى . ( 4 ) . اصل : پاك شده است .